مرتضى راوندى

335

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

بر خلاف سبك نگارش معمول دهخدا ، مقاله‌اى است جدى و استدلالى پر از آيات قرآن و عبارات غليظهء متداوله در ميان علماى اسلامى كه پيداست براى جوابگويى و اسكات مدعيان به زبان خود آنها تحرير يافته است . ما از نقل متن كامل اين مقاله به علت طولانى بودن آن صرفنظر مىكنيم و براى اينكه خوانندگان رشتهء مطلب را گم نكنند ، خلاصه‌اى با حفظ ارتباط مندرجات آن به دست مىدهيم . « . . . در اين زمان كه اين گروه [ يعنى ايرانيان ] به دركات سافلهء پريشانى تنزل نموده . . . و حتى دين و مذهب هم دچار انكسار و ضعف گرديده بود و هريك از ملائك بعث [ جرايد ] در اين روز « إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ » « 1 » به اصطلاح يك شعبه از اوضاع اين ملّت فلكزده مشغول شده و هركدام به نحوى در كنار كشيدن و نجات دادن اين كشتى طوفانزده مىكوشيدند ، « اسرافيل » ما نيز برحسب غيرت اسلاميّت و تعصب دينى بناى تحسر و تلهف براى دين مبين متروك خودمان گذاشت و نداى « على الاسلام فليبك الباكون » « 2 » در داد . . . قلم ما از نمرهء اول با هزاران سوز و گداز به معالم طامسه « 3 » و رسوم عافيهء « 4 » شوكت اين دين قيّم نظر انداخته و خون مىگريست و كم‌كم قدم به خط ايقاظ « 5 » افكار و تنبيه خواطر بر اين نقصان فاحش ، و معالجهء اين زخم ، كه بزرگترين دردهاى ملّت متديّن محسوب مىشود ، گذاشت و جسته‌جسته به انتقاد معايب عارضه و نقائص طاريه پرداخت - اگرچه خود مىدانست اينراه سخت تنگ و تاريك و بىاندازه درشت و باريك است . گوش مردم به اين حرفها مأنوس شده و وضع تنزل خود را در آينه نديده . . . چه شد كه به اين روز سياه مانديم و 270 ميليون از سيصد ميليون نفوس اسلاميه گرفتار تبعيت اجانب شدند ؟ چه شد كه دين حنيف ما پيش خارجيان ، منافى تمدن و ترقى محسوب و العياذ باللّه منفور شد ؟ . . . زيرا كه بعضى از علماى ما از حقايق اسلام غفلت كرده و ظواهر قشريّه آن را گرفته و تابع هوا و هوس خود كردند . . . باز هستند جمعى از خدانشناسها كه براى رياست چند روزهء خود مىخواهند مجلس شوراى ملّى بلكه دين اسلام را از ميان بردارند . . . رؤساى مسلمين از نواقص و معايب خود به كلّى بىخبر ماندند و حقايق منزه اسلامى را با

--> ( 1 ) . قرآن كريم ، سورهء تكوير از آيه 5 . ( 2 ) . از دعاى ندبه كه از امام جعفر صادق ( ع ) روايت شده مأخوذست . اصل عبارت اين است : و على الاطائب من اهل بيت محمد فليبك الباكون و ليندب النادبون . ( 3 ) . آثار گمشده . ( 4 ) . نشانه‌هاى از بين رفته . ( 5 ) . بيدار كردن .